ای امید دل بیتاب همه رعیت ها
رضا تاجیکپسندیدن0
بازدید5K
ای امید دل بیتاب همه رعیت ها چشم ما پر شده از اشک پر از حسرت ها باز از مرحمت یک نظرت جمع شدند بر سر سفرهی روضه، همهی هیات ها ما سیه پوش غم مادر مظلومه شدیم و در این روضه گرفتیم بسی عزت ها تو حواست به من نوکر نالایق هست بارها دست گرفتی وسط غفلت ها بارها مرحمتت شامل حالم شده است بارها داده ام آقا به تو من زحمت ها (تا نیایی گره از کار بشر وا نشود) همگان منتظرت؛ امت ها ... دولت ها تو بیا تا که به زیر قدم فاطمی ات بشکند سیطرهی کل ابرقدرت ها پسر مادری هستی که به مسجد فرمود بارها جملهی "هیهات من الذلت" ها مادرت دست ز دامان امامش نکشید گرچه زخمی شده در کوچهی بی غیرت ها