ای آتشِ افروخته ما غیرت ابریم
رضا شریفیپسندیدن0
بازدید100+
ای آتشِ افروخته ما غیرت ابریم تو موج پر آشوبی و ما کشتی صبریم ای شام بلا ما نفحات شب قدریم تو لشکر عزایی و ما لشگر بدریم امروز اگر ابرهه با فیل میاید از سوی خدا طیرأ ابابیل میآید فرعون اگر از طرف نیل میاید از دست خدا بارش سجیل میاید در هیمنهی رزم علی حربه زیاد است در شیوه خیبر شکنش ضربه زیاد است امروز ببین جلوه عهد ازلی را ای لشکر احزاب بچش تیغ علی را نشناختی این امت پیکار بلد را یک بار بخوان قصهی حمراء الاسد را ای کرده طمع بر تن پر زخم دلیران کفتارِ به خبط آمده در بیشه ی شیران بیدار شوی عاقبت از خواب پریشان با سیلی جمهوری اسلامی ایران ما پرچم افراشته بر قله ی عزمیم ما امت صلحیم که، آماده ی رزمیم این ضربه که خوردید نمی از یم ما بود این پاسخ آتش زدن پرچم ما بود این تازه غروبی ست از آن تیره شب تو خونخواهی سردار بماند طلب تو بر دامن خود میزنی آتش به چه قیمت ای تاخته بر غیرت آرش ؛ به چه قیمت؟ ای آنکه به جز شیطان سر کرده نداری ولله به جز مرگ خود آورده نداری پیش روی خود هیبت طالوت ببینید در لشکر خود عبرت جالوت ببینید ای باخته ، ما وارث آن بیرق نصریم ما قوم حمایت شده از صاحب العصریم با کینهی خود چاره نکردید یلان را در خون زده ای گیسوی این دخترکان را؟ ای دختر معصوم که در مدرسه بودی کودک بودی بی خبر از حادثه بودی امشب که سرت هست روی بالش خشتی با دیدهی خود دیدی اگر نور بهشتی ای دختر مظلومهی من ای گل لاله پیش تو اگر آمد آن طفل سه ساله آرام بگو درد دلت را به رقیه مثل تو جفا کردند اعدا به رقیه