این نفس زدنهایت
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید4.2K
این نفس زدنهایت روضههایِ سنگینیست روزهایِ بیماری روزهایِ غمگینیست ماندنت به پایِ من چه به روزِ تو آورد مانده رویِ بازویت جایِ ضربهیِ نامرد ارغوانی وُ سرخ است یاسِ خانهام امّا دم نمیزند از درد پیشِ زینب و مولا چادریِ خاکی را رویِ چهره میگیرد خونِ میخِ در میگفت یاسِ خانه میمیرد آهِ نیمهشب گاهی سینهیِ علی سوزاند شاهد است سجّاده نافله نشسته خواند یاسِ خانه نیلی وُ .... خون به رویِ گلبرگ است حسرتِ جوانی که .... نیمهجان شده مرگ است بغضِ مجتبی سنگین زینبم پریشان است فاطمه حسینِ تو بیقرار وُ حیران است بی تو میشوم تنها بیکسم نکن بانو لرزه میشود آهت بر دلِ من و زانو ندبهخوانِ شبهایِ تلخ وُ تار وُ دشوارم منتقم کجا مانده ؟! پایِ روضه میبارم