این عُلیا مُخدَّره بیبیِ عالم است
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید44
این عُلیا مُخدَّره بیبیِ عالم است تصویری از خدیجه و زهرا و مریم است آئینهیِ تمامیِ اوصافِ فاطمه شیرازهیِ حقایق و عشقِ مجسّم است بارانِ چشمهایِ تَرَش درسِ عاشقیست حُرمِ نگاهش از افقِ چشمِ همدم است وا میشود فقط به رویِ یار دیدهاش یعنی نفس نفس نفسش نذرِ پرچم است آرام میشود به رویِ دستهایِ عشق عاشق به یُمنِ دیدنِ معشوق خرّم است بی عشق لوحِ خَلق مرتّب نمیشود هر عاشقی که حضرتِ زینب نمیشود عاشقترین معادلهیِ روزهایِ عشق زیباترین مکاتبه با ردِّ پایِ عشق آئینهیِ تمام قدِ کوثرِ رسول آرایهیِ مطهّرهای از نوایِ عشق در خطبه مثلِ حیدر و در صبر چون حسن ایثار جاری از نفسِ همصدایِ عشق زینب عفیفهیِ حرم و شرحِ عصمت است زانو زند به وقتِ نزولش صفایِ عشق بانویِ آسمانیِ ما را ندیده است چشمی به جز دو چشمِ خدایی نمایِ عشق زینب عقیلهیِ حرمی آسمانی است زینب کمالِ ندبهیِ صاحبزمانی است اِی عمّه جانِ جانِ جهان بیبیِ حرم حالا که اسمت آمده بر لب مسافرم هر جا که یادی از تو شود مرغِ گنبدم باز از تو گفتم و زدهام پر کبوترم حرفِ دمشق و شهرِ مدینه نمیشود جز در هوایِ وصلِ تو جایی نمیپرم وقتی قرارِ قلبِ تو مهمانِ کربلاست در مجلست هواییِ دیدارِ دلبرم تو لحظهای جدا نشدی از حسین و من دنبالِ تو مسافرِ ششگوشِ دلبرم از رویِ تل به گنبدِ دلبر نگاه کن این حرفِ زینب است سلامی به شاه کن سلطانِ عشق و معرفت و دلبری سلام شاهِ شهید و تشنه گلِ کوثری سلام یوسف کجا و یوسفِ زهرایِ ما کجا ؟! بیشک حسین از همه یوسفتری سلام دارُالشّفایِ دردِ محبّان و عاشقان دارویِ دردهایِ دلِ خواهری سلام رویایِ کعبه دیدنِ کربوبلایِ توست ششگوشهیِ تو حسرتِ هر نوکری سلام سالارِ قلبِ زینبِ کبری تویی حسین تو سرورِ دو عالمی و بیسری سلام با یک سلام بر تو دلم اهلِ کربلاست نجوایِ زینبینِ تو یابنالحسن بیاست