این شب تاریک رو در روی تو
جابر عابدیپسندیدن0
بازدید4
این شب تاریک رو در روی تو کار من سخت است با بازوی تو تازگی دارد برایم روضهات خون سرازیر است از پهلوی تو کار دستم دادی ای زهرای من سوختم با قصهی گیسوی تو کاش می دید آنچه آمد بر سرم چشمهای زخمی و کم سوی تو اول غسل تو پیرم کرده است یک جهان داغ است شرح موی تو جان حیدر بعد از این خواهم شکست ... روی پا بودم من از نیروی تو مخفیانه گفتی اما بیشتر در فضا پیچیده عطر و بوی تو من کفن کردم خودم را... فاطمه تا کفن کردم رخ دلجوی تو