این بار باران حرفهای تازهای داشت
حسین علاءالدّینپسندیدن0
بازدید1K
این بار باران حرفهای تازهای داشت
بر روی ایوان رد پای تازهای داشت
کوچه به کوچه شهر من پر بود از تو
با یاد تو شهرم هوای تازهای داشت
یادش به خیر از شوق دیدار تو ای ماه
هر شب قنوتم ربنای تازهای داشت
داغ دلم گل کرده بود آن شب دوباره
این داغ کهنه دردهای تازهای داشت
هر بار خواندم روضههای کربلا را
شاه شهیدان کربلای تازهای داشت
احرام خون بست و مناسک را رها کرد
آری وقوف او منای تازهای داشت