اى پاکباز عشق! تویى پادشاه عشق
عباسعلی نگارندهپسندیدن0
بازدید1K
اى پاکباز عشق! تویى پادشاه عشق
وى شاهباز عشق! تویى شاهراه عشق
برتر ز طور و کعبه بُوَد کربلاى تو
کآن جاست جلوهگاه خدا، قبلهگاه عشق
تن پارهپاره مىشد و دل در شراره بود
آن از سپاه دشمن و این از سپاه عشق
آن سنگ و تیر حرمله و نیزۀ سنان
خود بودهاند از همه بهتر، گواه عشق
وآن جلوهاى که داشتهاى در میان طشت
چون یوسفى که سر به در آرد ز چاه عشق
زینب نداشت طاقت آن داغها که دید
چون تو اگر نبود، خود اندر پناه عشق
آن دیدنش به روى زمین، ماهپارهها
وآن آسمانِ روشنش از روى ماه عشق
گر پرتویى ز عشق تو گردد نصیب ما
سوزیم جان خویش به یک نیمه آه عشق
جانان عالم است، «نگارنده» !این حسین
کآتش زده به جان تو با یک نگاه عشق