او تا رسید گریۀ دنیا شروع شد
شیخ محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید1.1K
او تا رسید گریۀ دنیا شروع شد
سینه زنی عالم بالا شروع شد
این حسّ مادرانه که دست خودش نبود
دلشورههای زینب کبری شروع شد
وقت مرور خاطرههای گذشته شد
اشک حرم، میانۀ صحرا شروع شد
ذکرحدیث پیرهن سرخ کودکی
حرف از لباس یوسف زهرا شروع شد
وقتی لباس حنجر او را خراش داد
صحبت ز طشت و حضرت یحیی شروع شد
واللهِ ها هُنا ذُبِح طفلُنا الرَّضیع
دیگر لهوف خوانی آقا شروع شد
واللهِ هاهُنا سُبیَ...روضه خوان بس است
شرمندگی حضرت سقّا شروع شد
یک تیغ کند کارخودش را تمام کرد
غارت نمودن تنش اما شروع شد