اول شعر که یارب بشود خوبتر است
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1K
اول شعر که یارب بشود خوبتر است
عشق بازی به دل شب بشود خوبتر است
هرکسی در پی وصل است بگویید به او:
با توسل که مقرّب بشود خوبتر است
سجده بر تربت ارباب، سراسر نور است
سجده با اشک، مرکّب بشود خوبتر است
ذکر خوب است بگویید ولی معتقدم
نام ارباب که بر لب بشود خوبتر است
پیر ما گفت: اگر قامت رعنای شما
در حسینیه مورّب بشود خوبتر است
سینه و صورت ما پر شده از مشق حسین
آسمان غرق ز کوکب بشود خوبتر است
اربعین گر که بنا نیست بخوانند مرا
اشک و تب روزی هر شب بشود خوبتر است
بادۀ ناب حسین است و بدانید اگر
ساغر از باده لبالب بشود خوبتر است
سائل روضه شریف است ولی سائل اگر
سائل حضرت زینب بشود خوبتر است
گر بنا هست کسی خادم این خانه شود
عبد زینب که ملقّب بشود خوبتر است
عمه گیسوی مرا شانه بزن، موی سرم
قبل دیدار مرتّب بشود خوبتر است
دستم آرام بگیر و به روی سینه گذار
دست بر سینه مودّب بشود خوبتر است