انگار علی مادر تو شیر ندارد
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1.1K
انگار علی مادر تو شیر ندارد
گریه نکن این قدر که تأثیر ندارد
بی حال شدی و دل من ریخته برهم
درمانده شده فرصت تأخیر ندارد
میگیرم از این قوم کمی آب برایت
بابای تو ترس از غم تحقیر ندارد
ای مردم کوفه پسرم تشنۀ آب است
این کودک بیچاره که تقصیر ندارد
یک مرد بیاید ببرد غنچۀ من را
آبش بدهد مادر او شیر ندارد
گفتند: «حسینامده خود آب بنوشد»
یک جرعۀ آب این همه تفسیر ندارد
ای حرمله این بچه سر جنگ ندارد
شش ماهۀ بی شیر که شمشیر ندارد
تیری که به عباس زدی؟ وای خدایا
شش ماهۀ من طاقت این تیر ندارد
شادی نکنید این همه که مادرش افتاد
شش ماهه زدن این همه تکبیر ندارد
بیچاره ربابه جگرش سوخت و دیگر
کاری به جز اشک و غم شبگیر ندارد
گیرم که شکسته شده، بعد از علی اصغر
گهواره دگر حاجت تعمیر ندارد
خوابش شده دامادی اصغر ولی انگار
خواب دل هجران زده تعبیر ندارد