امشب برای تو شب سوم گرفتهام
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید14
امشب برای تو شب سوم گرفتهام همسایهای نبود ولی در عزای من ختم تو خلوت است عزیزم کسی نبود دستی کشد به روی سر بچههای من "صبرت دهد خدا" به علی هیچکس نگفت زهرا چه خوب شد که نبودی به جای من راحت شدهاست تازه مدینه زِ گریهات حالا شدهاست نوبت من گریههای من "جای تمام شهر خودم گریه میکنم" شاید دل مدینه بسوزد برای من معلوم شد تقرب دست شکسته است شد مستجاب آه تو جای دعای من خوابیده با مصیبتی امشب حسین تو تب کرده است بار دگر مجتبای من امشب میان خواب ولی بغض خود شکست بالا گرفت پیش حسن وای وای من دستت مزن به مادر زینب عقب بایست این دست بی مروت ، این گونههای من تا صبح نالهام شده با مجتبای تو شد کوچه قتلگاه تو و کربلای من