امشب از آسمان مهِ انور رسیده است
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید21
امشب از آسمان مهِ انور رسیده است آیینهای زِ نورِ پیمبر رسیده است این جلوه و جلالِ کدامین ستاره است کز آسمان به جلوهی دیگر رسیده است کم کم طلوعِ صبح وفا دیدنی بود گویی شبِ فراق به آخر رسیده است از مشرقِ مدینه پِیِ عرض احترام مِهرِ فلک به دامنِ پر زَر رسیده است وقتی طنینِ بال ملائک بلند شد آمد خبر که جلوهی داور رسیده است یک گل به نام حضرت معصومه از خدا امشب به دستِ موسیِ جعفر رسیده است هفت آسمان نظاره گر او بُوَد که او با شوکت و جلالت و با فر رسیده است آیینه دارِ زُهرهی زهرا رسید و باز گفتند نور زهره ی اَزهر رسیده است این است بانویی که مقامِ رفیع او تا بامِ عرش خالق اکبر رسیده است این است گوهری که ز دریایِ علم و دین بر ساحل حقیقتِ باور رسیده است این است آن کریمه که از جود و مکرمت فیضش به ناتوان و توانگر رسیده است این است آن شفیعه که از قدر و منزلت آوازه اش به عرصه ی محشر رسیده است کم گفته ام اگر که بگویم برای او همچون مقام ساره و هاجر رسیده است هرچه رسیده است بر آن حضرت از خدا از قدر روزگار فزون تر رسیده است از داستانِ غربت درد آشنای او خونابِ سینه بر مُژه ی تر رسیده است کی ناامید می رود از درگهش برون هر کس که با امید به این در رسیده است بر زائرِ بهشتی کویش ندا دهند لب تشنه ای به چشمه ی کوثر رسیده است با التفات اوست (وفایی) اگر تو را از کردگار رزقِ مُقَدَّر رسیده است