«الحق»، نماز، آن به در بینیاز کرد
صغیر اصفهانیپسندیدن0
بازدید1K
«الحق»، نماز، آن به در بینیاز کرد
کز خون وضو گرفت و به مقتل، نماز کرد
عشق از شه شهید بیاموز کآن چه داشت
از جان و دل به درگه جانان، نیاز کرد
ساقی هر آن چه جام بلا دادیاش به دست
دست از برای ساغر دیگر، دراز کرد
گه در تنور و گه به سنان شد سرش، عجب!
در راه عشق، طیّ نشیب و فراز کرد
پیوست با حسین و بُرید از یزید، حُر
باید چنین بَدَل به حقیقت، مجاز کرد
زیبد اگر به کعبه کند فخر، کربلا
در وی مکان، چو خسرو مُلک حجاز کرد
در دل «صغیر» را چه شرر بود؟ کاین چنین
جانها کباب از سخنِ جانگداز کرد