اسیر غل و زنجیره
احسان نرگسیپسندیدن1
بازدید400+
اسیر غل و زنجیره // شده رنگ دنیاش تیره بمیرم شبیه مادر // دس به پهلوهاش میگیره ۲ (افتاده کنج قفس - غرق زخمه - غرق خونه با پیکرش چه کرده - ضربههای - تازیونه) ۲ باز کنج زندون رفته از حال زخم زبون خورد این همه سال زندون شده واسش شبیه گودی گودال باب الحوائج موسی بن جعفر ۴ به یاد غمای زینب // شده باز چشات بارونی داری زیر لب با گریه // روضهی عطش میخونی ۲ (میخونی روضه از اون - پیکری که - شد لگدمال بمیرم عصر دهم - ساربون رفت - توی گودال) ۲ نمونده واسه تو توونی "مُعَذِبُ فی قَعرِ سجون"ی به یاد اون پیکر خونی روضه میخونی (وَ الشِمرُ جالسٌ عَلی صَدرِه جدم شهید کینه بدره) ۲ منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک