از گلستان لالههای پرپرم آید به یاد
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید89
از گلستان لالههای پرپرم آید به یاد
از نیستان داغهای خاطرم آید به یاد
با دل خود هر زمانی را که خلوت میکنم
در اسارت زآن چه آمد بر سرم آید به یاد
سال ها از ماجرای کربلا گذشت و باز
هر نظر آن صحنه حزن آورم آید به یاد
هرکجا آب است آتش میزند بر جان من
چون نوای آب آب خواهرم آید به یاد
هر جوانی را که می بینم به یاد کربلا
گاهی از قاسم گهی از اکبرم آید به یاد
چونکه بینم شیرخواری در کنار مادرش
از رباب و گریه های اصغرم آید به یاد
میشوم از آتش شرم و محن چون شمع آب
چون زحال عمّه غم پرورم آید به یاد
منکه برجسم پدراز بوریا کردم کفن
روز و شب ازآن جسم از جان بهترم آید به یاد
حنجرخونین او بوسیدم وکردم وداع
وای دل چون آن وداع آخرم آید به یاد
چون که بینم کودکی سرگرم بازی با گلی
سرگذشت خواهر کوچکترم آید به یاد
از هجوم درد و غم در آن سفر داغی هنوز
از نظر نارفته داغ دیگرم آید به یاد