نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

از نالههای فاطمه عزا گرفته آسمون از سرخی پیرهنی زمین گرفته بوی خون با مدد امام رضا به حکم فابک للحسین بساط گریه پهن شده ای روضه خون روضه بخون بخون از لب عطشان از اون قاری قرآن از اون شهید بی غسل و کفن بخون از سر زخمی از اون پیکر زخمی از اون غریب دور از وطن ماه نوحه و شبای ماتمه گریه می کنم ببینه فاطمه این چه داغیه که توی هردله این چه شوریه که توی عالمه یک کاروان داره میاد با اشک و آه و زمزمه به کربلا رسیده و تو آسمونه همهمه دختر مرتضی کجا بیابون بلا کجا برای غربتش اگه بمیره عالمی کمه میاد غنچه لاله میاد طفل سه ساله میاد حسین با دلواپسی میگه اعوذبالله از این کرب و بلا آه از این درد غم و بی کسی اینجا از ازل واسه من آشناست اینجا وعدهی همهی انبیاست اومدم سرقرار عاشقی قتلگاه من زمین کربلاست زینب ببین رسیده با چه احترام وعزتی روی زمین پا میذاره با چه شکوه و شوکتی خدا به خیر بگذرونه غروب روز یازدهم اگر که دست زینبو ببنده شمر لعنتی امون از دل زینب که خون شد دل زینب از اون غصه های بیشمار از اون روزی که آخر میشه دختر حیدر روی ناقهی عریان سوار وای از اون دمی که میگه یا اخا تو دلم شده قیامتی به پا جون زینبت بریم از این دیار ردّنا الی حرم جدّنا شعر و ملودی: سعید پیغمبری ایتا: : https://eitaa.com/tekyenokari انجمن ادبی تکیه نوکری
هنوز نظری ثبت نشده