از عطای فاطمه من مبتلا بر حیدرم
جواد حیدریپسندیدن0
بازدید2.7K
از عطای فاطمه من مبتلا بر حیدرم
از ازل تا روز محشر ریزهخوار این درم
مرتضی خود گفته بابای من مسکین بُود
او بود بابا و زهرای مطهر مادرم
ظهر عاشورای او لب تشنه سینه میزنم
تا دهد با دست خود روز قیامت کوثرم
شامیان گفتند: علی آیا مسلمان بوده است؟
از غریبی علی، خاک مصیبت بر سرم
لیلۀ قدری سحر، کرب و بلا یا که نجف
کی شود احیا بگیرم از عطای دلبرم
ذات هرکس در قیامت نقش پیشانی اوست
نقش پیشانی ما باشد «غلام حیدرم»
شکر اینکه عاشق اولاد زهرا گشتهام
تا دم مرگم بگریم، یاد شاه بی سرم
مرگ عشاق علی، عین زیارت رفتن است
بهر دل جویی ما آید امام و سرورم
ذکر ما لحظه به لحظه ساقی کوثر مدد
تا بیاید مهدی صاحب زمان، حیدر مدد