از سر این سفره مدد خواستم
امیر فرخندهپسندیدن0
بازدید200+
از سر این سفره مدد خواستم یک دو سه پیمانه ، نَه صد خواستم در شب میلاد تو بی معطلی خواستم امشب بنویسم علی نام پر از شور علی حیدر است جلوه ذات ازلی حیدر است جلوه دیگر رخ پیغمبر است این اسدالله دگر اکبر است او که به ما نور دوعین است و بس شاه علی ابن حسین است و بس جلوه حق روی علی اکبر است پیچش گیسوی علی اکبر است جان حسین ابن علی جان او رفته به حیدر لب و دندان او عشق علی را به دلش کاشته خال پیمبر به رخش داشته تا که اذان گوی حرم اکبر است پس همه جا صحبت پیغمبر است یاد دل از ماه رجب میکند از پدر انگور طلب میکند قلب پدر را پسری شاد کرد تا که از آقای نجف یاد کرد خود هوس شور و شعف کرده ای میل به انگور نجف کرده ای من هم از اقای تو این خواستم از نجف شاه دهین خواستم صبح نجف باشم و شب کربلا ای علی اکبر بطلب کربلا