از روزهای قافله دلگیر میشوی
یوسف رحیمیپسندیدن0
بازدید38
از روزهای قافله دلگیر میشوی هر روز چند مرتبه تو پیر میشوی؟ در شام شوم زخم زبانها چه میکشی؟ کز روشنای عمر خودت سیر میشوی زخمیست لحظههای تو مانند پیکرت از بس اسیر طعنۀ زنجیر میشوی آیات صبح از لب قرآن شنیدنی ست در کوچههای شام که تکفیر میشوی خون جگر که میخوری از دستِ درد و داغ بی تاب بغضهای گلوگیر میشوی با آه آهِ روضۀ ما ای امام اشک در هر نگاه آینه تکثیر میشوی خون گریه میشوی تو و تا آخر الزمان از چشمها همیشه سرازیر میشوی