از خاک پای زائر تو کیمیا شدن
شهابالدّین خالقیپسندیدن0
بازدید1K
از خاک پای زائر تو کیمیا شدن
مس بودن به لطف نگاهت طلا شدن
کار دلی که هست دخیل تو عاقبت
باشد که مثل آن گره کور وا شدن
تو حاجت دل منی و در کنار تو
دیگر چه حاجتی ست به حاجت روا شدن
وقتی که صد رسید نود هم برای ماست
از راه توست زائر کرب و بلا شدن
ای کاش قسمتم شود و روزیم شود
از قلب نور سبز ضریحت صدا شدن
وقتی مجردی بروی صحن آینه
یعنی که قسمتت بشود چند تا شدن
این شعر نذر دختر موسی بن جعفر است
خوش اینکه در حریم کریمان گدا شدن