از جهان گر چه به جز غصه ندیدیم حسین
امیر عظیمیپسندیدن0
بازدید1K
از جهان گر چه به جز غصه ندیدیم حسین
غم و اندوه شما باز خریدیم حسین
شیوۀ چشم شما بود به دل آتش زد
چقدر از غمتان داغ کشیدیم حسین
آتش عشق تو تا روز ازل شعله کشید
ما چنان دانۀ اسپند پریدیم حسین
تو قتیل العبراتی، تو حسین اشکی
ما هم عمری است به پای تو شهیدیم حسین
قصد، پروانه شدن بود که بر سینه زدیم
پیلۀ عشق تو در سینه تنیدیم حسین
قامت افراخته بودیم چنان سرو ولی
دخترت را چو بدیدیم، خمیدیم حسین
ما به دنبال تو با پای پر از آبلهاش
در پی قافلۀ روضه دویدیم حسین
آنقدر خار به پاهای من و عمه رسید
تا به این منزل ویرانه رسیدیم حسین