از بقچهي قديمي ترمه براي تو
عطیه سادات حجتیپسندیدن0
بازدید91
از بقچهي قديمي ترمه براي تو رفتم كه طاق شال عزا را بياورم حال دل شكسته ي من خوب مي شود از زير تيغههاي علامت كه بگذرم يادش بخير حال و هواي گذشتهها شكر خدا هنوز هوايي اين غمم كوچه به كوچه منتظر دستهي عزا سيني به دست چشم به راه محرمم قلبم تپش تپش به تمناي طبل و سنج تنها ميان هيئت تو بند مي شود در انتظار دسته ي زنجير زن دلم در مجمر عزاي تو اسفند مي شود اي تكيه گاه ! تكيه به ياد تو مي زنيم هر روز داغ هاي تو تكرار مي شوند از غربت هميشگي كربلاست كه ديوارهاي شهر عزادار مي شوند ...