از بادۀ نگه، دل ما را خراب کن
سید علی موسوی گرمارودیپسندیدن0
بازدید1K
از بادۀ نگه، دل ما را خراب کن
بر تاک ماندهایم تو ما را شراب کن
لبریز بادۀ نگه توست خُمِّ دهر
ما را به یک صُراحیِ دیگر خراب کن
بگشای طرّهای ز سَرِ زلفِ مُشکیار
کارِ جهان رها ز تبِ پیچ و تاب کن
ای پرسشِ نخستِ خداوند از جهان
وی پاسخِ هماره، تو عزمِ جواب کن
طنبورِ روزگار زَنَد نغمه ناصواب
ای پنجه درست، تو آن را صواب کن
وان را که نشنود ز سَرِ نی نوایِ حق
با نغمه تلاوتِ قرآن مُجاب کن
ای دل به آستان حسینی رهی بجوی
«دورِ فلک درنگ ندارد، شتاب کن!»
عمری به نحوِ میزدگان صرفِ خواب شد
بُنیانِ ما ز ریزشِ وِجدان خراب شد