از آن زمان که سر راه درد وا شدهام
رضا جعفریپسندیدن0
بازدید1K
از آن زمان که سر راه درد وا شدهام
به فیض زخم عظیم تو مبتلا شدهام
میان این همه آشوب نیزه و شمشیر
مرا ببخش اگر مثل لاله وا شدهام
مرا ز پنجرۀ نعلها نگاه کنید
که زیر مرکب این مردم آسیا شدهام
به خاک خیمهگه آرام پهن سازیدم
مرا که زیر سم اسب نخنما شدهام
نماز صبح بخوانید بر جنازه من
که از سپیده دمش دست بر دعا شدهام