از آن زمان که خدایم سرشت تا باشم
محمد بیابانیپسندیدن0
بازدید1.1K
از آن زمان که خدایم سرشت تا باشم
نوشت تا که فقط عاشق شما باشم
نوشت با همه کس غیر تو غریب شوم
نوشت تا که فقط با تو آشنا باشم
خدا رقم زده این سرنوشت را؛ چه کنم؟
همیشه شاه تو باشی و من گدا باشم
امام عصر! امام زمان! مباد دمی
دمی که از تو و از یاد تو جدا باشم
تو نیستی و من این را ز خود نپرسیدم
در این زمانه که او نیست، من چرا باشم؟
میان خانهات امشب عزا به پا کردی
چه میشود که در آن مجلس عزا باشم؟
برای آنکه کمی در غمت شریک شوم
اجازه میدهی امشب که سامرا باشم؟
قسم به اشک روانت، برای من بنویس
که باز یک سحر جمعه کربلا باشم