از آسمان طراوت باران نزول کرد
میثم مؤمنینژادپسندیدن0
بازدید17
از آسمان طراوت باران نزول کرد اسرار وحی ، خانه به قلب رسول کرد او روزه بود و سیب بهشتی حلول کرد آری ، خدا عبادت او را قبول کرد یک چله سجدهی سحر او نتیجه داد سرمایه ای عظیم خدا بر خدیجه داد امروز ، روز کوری آن قوم ابتر است توحید در تلاوت آیات کوثر است «فصل» یا رسول که هنگام «وانحر» است روز طلوع دختر دین ، روز مادر است داده خدا به آن که ز یوسف ملیح تر طفلی که سجده برده بر او یازده قمر ای آن که بوسه زد ، لب خاتم به دست تو شد پاک نام آب ، مسلم به دست تو حوا شده است محرم آدم به دست تو باشد کلید خلقت عالم به دست تو منظومهی زمان و زمین ، اشفعی لنا ای آسمان حبل متین ، اشفعی لنا بانوی آسمانی و بر فرشی از حصیر با چرخ آسیای تو گردید چرخ پیر تو دختر حرا شدی و همسر غدیر خورشید روشن استی ، از کور رو بگیر تا از حجاب تو بدمد جلوهی شهود تا نور چادر تو شود منجی یهود یاس بهشتی و به زمین در شکفتنی سر تا قدم چو آیهی تطهیر روشنی اسرار آفرینش والای هر زنی مریم ، اگر بتول شد از پاکدامنی آری ولی به رتبه که زهرا نمی شود خیرالنسای خلق دو دنیا نمی شود در بخشش لباس عروسی نشانه بود دریای جود و رحمت تو بی کرانه بود نه سال خانه داری تو ، عاشقانه بود آن خواهش انار تو هم یک بهانه بود می خواستی ، به کور خرابه نشین رسد می خواستی ، طعام بهشت برین رسد زهرایی و ، نماز تو انوار کردگار حورایی و ، به جامهی انسیه آشکار منصوره ای و ، نصرت تو روح ذوالفقار تو فاطمه شدی که پناهم دهی ز نار ام الحسن که قامت صبرت قیامت است ام الحسین و مکتب سرخت شهادت است