احمد به یمن تو شده پر افتخارتر
مظاهر کثیرینژادپسندیدن0
بازدید1.5K
احمد به یمن تو شده پر افتخارتر لحظه به لحظه، واله و چشم انتظارتر مادر برای دیدن تو بیقرار بود بابا برای دیدن تو بیقرارتر وا شد شکوفههای انار از ملاحتت شد گونههای سرخ تو اینک انارتر حول تن تو هالۀ نوری تنیدهاند از تو نیامده ست زنی با وقارتر هجده بهار گرچه درختت شکوفه داد هر سال میشود ثمرت ماندگارتر ما را دچار عشق خودت کردی و سپس با یک نفس به عشق حسینت دچارتر جز خطبههای تیز تو تیغی نیامده ست از ذوالفقار شوهر تو ذوالفقارتر یک شهر قصد جان تو کردند پر شمار یک کهکشان فدایی تو پر شمارتر جان مرا بگیر و مرا باز زنده کن حاشا دوباره گر نشوم جان نثارتر در بین کوچه گرچه بد آوردهای ول بدخواه توست تا به ابد بد بیارتر از عزت تو هیچ نشد کم ولی ببین شد دشمن تو هر دم و هر لحظه خوارتر