آوردهام در شهرتان خاکسترم را
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.5K
آوردهام در شهرتان خاکسترم را
آیات باقیماندهی بال و پرم را
آوردهام کوچههای نامسلمان
مؤمنترین فریادهای حنجرم را
دیشب مراعات حسینم را نکردید
در کوفه وا کردید پای مادرم را
من آیههایی در حجاب نور هستم
خالی کنید ای چشمها دور و برم را
ای چشمهای پشت بام شهر کوفه
آیا ندیدید این طرفها معجرم را؟
نذر سر این کعبهی بالای نیزه
در شهرتان خیرات کردم زیورم را
من یک نفر در دو تنم اما دو روز است
از دست دادم نیمهای از پیکرم را
یک نیمهام را روی دست نیزه بردید
در محمل بیپرده نیم دیگرم را
امّا به توحید نگاهم روی نیزه
زیباتر از هر روز دیدم دلبرم را