آمد آن عید سعیدِ بی نظیر
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید30
آمد آن عید سعیدِ بی نظیر شد زمانِ دستبوسیِ امیر آمدم با تاجی از گل؛ سر به زیر در کنار برکه ی نابِ غدیر دستِ بیعت دادم و گفتم: بلي «لا أمیرالمؤمنین إلا علی(ع)» از خدا موسی زمین را قرض کرد نوح، خود را خاک پایش فرض کرد عاشقی را بی حد و بی مرز کرد حضرت آدم سلامی عرض کرد توبه کرد و گفت با صوتِ جلی: «لا أمیرالمؤمنین إلا علی(ع)» دست او را تا نبی بالا گرفت دین تکامل یافت و معنا گرفت مرتضی در قلب قرآن جا گرفت زیر پایش نورِ عالم پا گرفت هست در دست محمد مشعلی «لا أمیرالمؤمنین إلا علی(ع)» مرتضی شاهنشهِ دلخواه شد آیه نازل شد ولی الله شد دشمنش از عیدمان آگاه شد هرکه شد بیعت شکن گمراه شد حفظ وحدت گرچه واجب شد ولی «لا أمیرالمؤمنین إلا علی(ع)» نام حیدر داده قیمت بر نگین بُرده دل از آسمان ها و زمین آمد و با شعر من شد همنشین می رسد در لحظه های آخرین وقت جان دادن ندارم مُعضلی «لا أمیرالمؤمنین إلا علی(ع)» شد امامِ اوّلِ عمارها عاشقش بودند خوش کردارها مُرد سلمان از نگاهش بارها گفت قنبر با تو گل شد خارها اصلِ قرآنی و وحی مُنزَلی «لا أمیرالمؤمنین إلا علی(ع)» بی زره می رفت، با غیرت، اصیل پیش رویش عدّه ای پست ذلیل ضربه هایِ ذوالفقارش بی بدیل پشت سر فریاد می زد جبرئیل: نیست مثل تو در این میدان یلی لا أمیرالمؤمنین إلا علی(ع)!