آسیابت یک طرف افتاده بستر یک طرف
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید2.2K
آسیابت یک طرف افتاده بستر یک طرف چادر تو یک طرف افتاده معجر یک طرف هر چه اینجا هست چشمان مرا خون کرده است رنگ این دیوار خانه یک طرف در یک طرف گاه دل خون توییم و گاه دل خون پدر وای بابا یک طرف ای وای مادر یک طرف از کنار تو که می اید به خانه ناگهان بر سر زانو می افتد مرد خیبر یک طرف من چگونه کهنه پیراهن تن یارم کند غصه تو یک طرف داغ برادر یک طرف مثل آن روزی که افتادی می افتد بر زمین پیکر من یک طرف او یک طرف سر یک طرف من دو بوسه میزنم جای تو و جای خودم زیر گردن یک طرف رگ های حنجر یک طرف وای از آن لحظه که میریزند بین خیمهها گوشواره یک طرف خلخال و معجر یک طرف