آتش گرفته باور وُ بال وُ پَرم خدا
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید57
آتش گرفته باور وُ بال وُ پَرم خدا حمله نموده شعله به اهلِ حرم خدا بسته شده دوباره دو دستِ امیرِ عشق شد طعنه سهمِ قلبِ من و مادرم خدا پایِ برهنه میروم و کربلایی است این روضهها وُ دردُدلِ آخرم خدا بیحُرمتی به ساحتِ من میشود ولی .... اَمن است جایِ همسرم و دخترم خدا عمّامه نیست رویِ سرم بینِ کوچهها امّا نمیرود سرِ نیزه سرم خدا سیلی به من زدند ولی شکر بعدِ من سیلی نمیخورد حرم و خواهرم خدا وای از حسین و روضهیِ گودالِ بیکسی چشمانتظارِ منتقمِ دلبرم خدا