آئینه طلعتی که فروغ سپیده است
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید41
آئینه طلعتی که فروغ سپیده است با خود هزار جلوهی نور آفریده است با شوق دیدن رخ آن آفتاب حسن خورشید سربرهنه زِ مشرق دویده است با رویش و شکفتن آن گلبن امید عطر خوش بهار به جان ها رسیده است اکنون خبر کنید مریدان عشق را کز گلشن مراد، نسیمی وزیده است دیگر مخوان حدیث شب انتظار را خورشید آسمان هدایت دمیده است او شاهکار خلقت و نقش آفرین دهر نقشی دگر زِ روی محمد کشیده است با شوق سر نهادن بر آستان او تا سامرا کبوتر دل ها پریده است آشفته گشته خواب خوش دشمنان از او با آن که کودک است و به مهد آرمیده است خواندند ان یکاد برایش فرشتگان طاووس جنت است که جبریل دیده است صد تور نقره در ره او فرش کرده است ماهی که وصف چهرهی او را شنیده است ایام انتظار گل نرگس است و باز دل ها به شوق وصل جمالش تپیده است پرچم فراز عدل و امان است و کردگار او را به پاس عدل و شرف برگزیده است ای دل بخوان دعای فرج را، کزاین دعا عطر ظهور مهدی زهرا چکیده است با او خرابهها شود آباد در جهان ایمان به این کلام «وفایی» عقیده است