گر چه ای یار! اسیر کف اغیار توام
[ علی انسانی ]- 1K
- 0
گر چه ای یار! اسیر کف اغیار توام
نی گرفتار عدو بلکه گرفتار توام
نام تو ورد زبانم به سر دار شده است
تو علی هستی و من میثم تمّار توام
میزند خصم مرا طعنه ولی غافل از آنک
بر سرم نیست هوایی که هوادار توام
دستم از پشت اگر بسته، دگر قطع نشد
فکر انگشت تو و دست علمدار توام
گر شکافی لب من خورده، دگر چوب نخورد
در غم چوب یزید و لب خونبار توام
دشمنم آب دهد، لیک ننوشم هرگز
گر چه لبتشنه ولی تشنۀ دیدار توام
هنوز نظری ثبت نشده