نصب اپلیکیشن نوا

زنده در هر دو جهان نیست بجز کشته‌ء دوست

[ فؤاد کرمانی ]
زنده در هر دو جهان نیست بجز کشته‌ء دوست
کشته‌ ‌ام کشته‌ء او را که جهان زنده باوست

ذاتِ الله صمد را احدی پی نبرد
بنده‌ام بنده‌ء او را که ندایش اَنَا هوست

از در دوست درآ جلوه‌ گهِ دوست ببین
که رخِ دوست نبینی مگر از دیده‌ء دوست

خضر ما تشنه‌ء دریا شد و ما تشنه‌ء وی
وین زلال از دل دریاست که ما را به سبوست

بر سر کوی تو بازی سر و جان باختن است
آنچه بازیست در آخر همه بر این سر کوست

پیش ما از همه سو قبله بجز روی تو نیست
وجهِ اَللّهی و روی تو عیان از همه سوست

چهرهء نغز تو در پرده ی مغز من و من
میدرم پوست که مغز آمده در پرده‌ء پوست

تیر باران چو تنت از همه سو گشت حسین
سوی حق روی دلت از همه و از همه سوست

گشت از خون تنت کرب ‌و بلا دشت ختن
اینک از تربت تو صورت من غالیه بوست

سجده بر خاک تو شایسته بوَد وقت نماز
ایکه از خون جبینت به جبین آب وضوست

هر کریمی نشود کشته بر آزادی خلق
جز تو ای زنده که جود و کرمت عادت و خوست

زخمِ شمشیر ندیدم که بدوزند به تیر
جز جراحات عروق تو که اینگونه رفوست

ناوکم بر دهن آید که نگویم به کسی
اصغرت را ز کمان تیر سه پهلو به گلوست

چون دلت آینه‌ء روی نکو نیست فؤاد
روی آن آینه بین کاینه‌ء روی نکوست

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل