از ظلمت هجرانِ خود آزادمان کن
صبح وصالت را بیاور ، شادمان کن
ارقامِ اَیّامِ نبودَت کُشت ما را
آنی بیا ، آسوده از اعدادمان کن
خلوتگُزینِ دشتِ تنهایی! کجایی؟!...
هر جای این دنیا که هستی ، یادمان کن
شیرینترین مقصودِ عاشق های عالم!
پرده بگیر از چهرهات ، فرهادمان کن
هنگام دلتنگی تو را باید صدا زد
فکری برای این همه فریادمان کن
"شیخ مفیدِ" تو شدن آمال شیعه است
پندی به گوش ما بخوان ، "ارشاد"مان کن
مُهر عَدم خورده است بر پیشانی ما
دستی بِکِش بر خاکِ ما ، ایجادمان کن
ما نسل اندر نسل دنبال تو هستیم
دیدار را ارثیّـهی اولادمان کن
باید که دورِ شاه ، رعیت جمع باشد
پشتِ درِ این خانه پُر تعدادمان کن
روزِ خوش ما روزِ گریهکردنِ ماست
اشکِ عزا را هدیهی اعیادمان کن
برگرد ، ای ذُرّیّهی شاه خراسان !
آهوی دامافتادهی صیّادمان کن
این روزها میل کبوتر ، بامِ طوس است
جلد حریم صحن گوهرشادمان کن
دارُالشَّفای مُلک مشهد بی نظیر است
بیمارهای پنجرهفولادمان کن
ذکرِ رضا ، بند زبان را می گُشاید
در آن هیاهو ، لالِ مادرزادمان کن
سُلطان مشهد تعزیهدارِ حسین است...
هنگام اوج روضهاش ، امدادمان کن
یابنالشبیب ! اطراف جدَّم را گرفتند
پیراهنش را بین آن بلوا ، گرفتند
هنوز نظری ثبت نشده