نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
از ظلمت هجرانِ خود آزادمان کن صبح وصالت را بیاور ، شادمان کن ارقامِ اَیّامِ نبودَت کُشت ما را آنی بیا ، آسوده از اعدادمان کن خلوتگُزینِ دشتِ تنهایی! کجایی؟!... هر جای این دنیا که هستی ، یادمان کن شیرینترین مقصودِ عاشق های عالم! پرده بگیر از چهرهات ، فرهادمان کن هنگام دلتنگی تو را باید صدا زد فکری برای این همه فریادمان کن "شیخ مفیدِ" تو شدن آمال شیعه است پندی به گوش ما بخوان ، "ارشاد"مان کن مُهر عَدم خورده است بر پیشانی ما دستی بِکِش بر خاکِ ما ، ایجادمان کن ما نسل اندر نسل دنبال تو هستیم دیدار را ارثیّـهی اولادمان کن باید که دورِ شاه ، رعیت جمع باشد پشتِ درِ این خانه پُر تعدادمان کن روزِ خوش ما روزِ گریهکردنِ ماست اشکِ عزا را هدیهی اعیادمان کن برگرد ، ای ذُرّیّهی شاه خراسان ! آهوی دامافتادهی صیّادمان کن این روزها میل کبوتر ، بامِ طوس است جلد حریم صحن گوهرشادمان کن دارُالشَّفای مُلک مشهد بی نظیر است بیمارهای پنجرهفولادمان کن ذکرِ رضا ، بند زبان را می گُشاید در آن هیاهو ، لالِ مادرزادمان کن سُلطان مشهد تعزیهدارِ حسین است... هنگام اوج روضهاش ، امدادمان کن یابنالشبیب ! اطراف جدَّم را گرفتند پیراهنش را بین آن بلوا ، گرفتند
هنوز نظری ثبت نشده