نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد
چقدر پشت سرت نغمهی یا رب کردم روزها را به تماشای قدت شب کردم به قد و قامت و قدقامت زیبات قسم عدّهای را به اذان تو مقرّب کردم هر زمانی که سوار آمدی از راه علی من تماشای نبی بر روی مرکب کردم از لبت آتش هجران به زبانم افتاد دور تر میشدی آنقدر که من تب کردم حرم از طرز وداع تو اسارت فهمید گریهها بود که بر غربت زینب کردم هر چه کردم دگر انگار پیمبر نشدی در عبا جسم تو را هر چه مرتب کردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد