نصب اپلیکیشن نوا

پسر از جای خود برخاست، «بسم اللهِ مَجْراها...»

[ قاسم صرّافان ]
پسر از جای خود برخاست، «بسم اللهِ مَجْراها...»
و با او پر کشید آرام چشمی رو به رویاها

زمین یک بوسه‌ ایمان شد در آیات قدم‌هایش
و وحی آمد که:  اِنّ الارضْ، لَهُ اِنّا خَلَقْناها 

هوای گونه‌اش میراث گندمگونی از بطحا
نگاهش برقی از یاسین، لبانش طرحی از طاها

دل لیلا بهاری داشت، باران خیز و طوفانی
غزال بی‌ قراری داشت، سرگردان صحراها

«و سبحان الذی اَسرا [ الی الوادِ البلا ] ... لَیلاً »
منزّه باد! آن جامی که مجنون خورد و ... لیلاها -

به دست آیینۀ حسرت، برایش شَروه‌ها ‌خواندند
برایش: «رود، رود...»، اما پسر دل زد به دریاها

گذشت از برکۀ ماندن، ولی با باله‌ای زخمی
رها شد ماهی قرمز، رها در جوی فرداها

و می‌بوسید در طوفان، لبش را مرد کشتیبان
و کشتی روی خون می‌رفت، «بسم اللهِ مَجْراها...»  
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل