نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
همهی خرابه غرق غم شده یه شیرین زبون دیگه کم شده یه امامزاده توی خرابه موند حالا دیگه خرابه حرم شده طفل دلشکسته کی دیده بگه یه سه ساله خسته کی دیده بگه شایدم دیده باشه کسی ولی تشییع نشسته کی دیده بگه عمه دست غم روی کمر داره از کبودی تنش خبر داره رباب از رو تجربه بهش میگفت قبرشو عمیق بِکَن خطر داره کاش ماهم به فکر آینده بودیم قبر بچمو عمیق کنده بودیم کاش لحد براش میذاشتیم و حالا کمتر از شیرخواره شرمنده بودیم رفت و بین بچه ها جاش خالیه تو نماز جماعتا جاش خالیه وقتی که چهلم باباش میشه اربعین تو کربلا جاش خالیه
هنوز نظری ثبت نشده