هر کجا که ذکر خیرت هست و از تو یادی اَست
می نشینم با ادب! این عادتِ اجدادی اَست
خسته از کنج قفس پر می کشم تا شهر ری
سخت ویران و خرابم؛ حاجتم آبادی اَست
این حرم جایِ کبوتر دارد عمری یاکریم
چون کرَم داری و کارَت دادنِ آزادی اَست
حضرتِ عبدالعظیم و سیّدِ اهل کرم
عاشقت هستم! وَ این احساس مادرزادی اَست
خیره بر صحنت شدم آتش گرفتم! چون بقیع
بی حرم مانده ست و این غربت چه غیرِعادی اَست
مرقدت شد کربلای ثانی و جانِ حسین
سر به راهم کن! ببخش آقا اگر ایرادی اَست
مُهر تأییدی گرفتی از امامِ عصر خود
این جوابِ هر سلامی که به دستش دادی اَست
رفتی و در وصف شأن تو همین کافیست که...
داغدارِ ماتمت مولا امامِ هادی اَست!
هنوز نظری ثبت نشده