نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
نهان ز من ز چه رو , روی نیلفام کنی ؟ ز چیست روز مرا , تیره تر ز شام کنی ؟ درِ بهشت کنی باز و زود می بندی چه می شود نگه نیمه را تمام کنی ؟ از آن لبی که ز من خواهشی نکرده , بخند بخند ؛ ورنه به من خنده را حرام کنی شنیده ای که جواب سلام من ندهند چه کار با دو جهان ؟ گر تو یک سلام کنی ! نماز نافله خواندی , ولی قیام نداشت چرا به حرمت من , این همه قیام کنی رخ تو آینه ی صبح و آفتاب علی ست چو آفتاب چرا میل روی بام کنی ؟ به شوق دیدن تو دیده خواستم ؛ زین پس نصیب دیده ی من گریه ی مدام کنی
هنوز نظری ثبت نشده