نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
محرم آمد و تجدید شد عزای حسین رسید موسم توفان کربلای حسین جهان به تعزیه او نُکِرده کوتاهی کشیدهاند الف داغ،ماه تا ماهی جراحتیست به دلها غم شهادت او که شور حشر بود مرهم جراحت او دلی که داغ غم سبط مصطفی دارد به مغفرت، رقم مهر کربلا دارد نه دل به جاست درین ماجرا نه غم دل به ماتممند تمام جهان، به ماتم دل خصوص، من که دلم خون فشانتر از دلهاست تمام،داغ تمنای سیدالشهدا ست برای نوحه مرا پروریده است پدر ز گریه شیر به من داده دایه و مادر فغان و ناله وصیت ز والدین من است ادای تعزیه، از والدین، دین من است همین وصیت من نیز هست با اولاد که داد تعزیه باید به روز ماتم داد غرض، که ماتم آل رسول کار من است گواه دعوی من، چشم اشکبار من است زخم ز سیلیِ خونِ جگر، شفقگون است به دیده، جوی سرشکم چو رود جیحون است
هنوز نظری ثبت نشده