نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
قربان آن شهید که رمز حیات ماست لب تشنه جان سپرده ولی چشمه بقاست کاخ یزیدیان همه نابود شد ولی شکر خدا هنوز حسینیهها به پاست چیزی به جز حسین نخواهیم از حسین ماندن کنار او همهٔ خواهش گداست هرکس بهشتِ روضهٔ او قسمتش شود گر آرزوی دیدن جنت کند، خطاست در قبر نیز با دو ملک گریه می کنیم پایان کار نیست اجل، تازه ابتداست شوق زیارتش که ز دل کم نمی شود سرهای ما به زیر لحد رو به کربلاست شأن نزول اشک غمش، حوض کوثر است پس قطره قطره گریه ما نزد مرتضاست هر طایفه به یک عملی شهره می شود روز جزا معرف ما گریه های ماست زهرا صدای گریه ما را که بشنود گوید صدای گریه این قوم آشناست من در کنار تک تک شان گریه کرده ام جنت برای گریه کنان کمترین عطاست روضه به پا کنید دلم تنگ گریه است اینجا که آمدید، حسینیه خداست وقت زیارت است، سلام علی الحسین او را نظر کنید سر از پیکرش جداست آری سرش جدا شده اما نه از گلو این کشتۀ غریب، ذبیحاً من القفاست پیراهنش برای شفاعت رسیده است اما هنوز پیکر او بین بوریاست
هنوز نظری ثبت نشده