نصب اپلیکیشن نوا

فقط با یک اشاره گریه می کرد

[ علی ذوالقدر ]
فقط با یک اشاره گریه می کرد
پس از روضه دوباره گریه می کرد

تمام عمر آقای شهیدم
برای شیرخواره گریه می کرد

برای شیرخواری که پرش سوخت
دل اهل حرم پشت سرش سوخت 

به قدری آن سه شعبه داغ بوده 
که یک لحظه تمام پیکرش سوخت

دلت را از بدی آکنده کردی
زدی تیر و به اصغر خنده کردی

الهی حرمله آتش بگیری
پدر را از پسر شرمنده کردی

تو با آن تیر که پرتاب کردی
دل هر مادری را آب کردی

 به قبر کوچک میناب بنگر
تو این کودک کشی را باب کردی
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل