نصب اپلیکیشن نوا

شاهی که جبرئیل بُدی خادم درش

[ جودی خراسانی ]
    شاهی که جبرئیل بُدی خادم درش

خاکم به ‌سر! که خاک سیه گشت، بسترش

 

حلقی که بوسه‌گاه نبی بود شد ز کین

سیراب ز آب خنجر بیداد، حنجرش

 

از پهلویی به پهلوی دیگر چو می‌نشست

می‌گشت کارگر به جگر، نوک خنجرش

 

او سر نهاد بر سر خاک و سَنان ز ظلم

نوک سِنان نهاد به پهلوی دیگرش

 

کارش ز دست رفت، چو در روی دست او

تیر جفا نشست، به حلقوم اصغرش

 

قدّش خمیده از غم اکبر به روزگار

پشتش شکست از غم مرگ برادرش

 

بودی سرش به نیزه و از نوک نیزه داشت

چشمی به‌ سوی خواهر و چشمی به دخترش

 

خولی ز کین نهاد، به خاکستر تنور

آن سر که رشک مهر بُدی، روی انورش

   

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل