نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
سلام ما به «زُهیر» و دلاوریهایش!
که بود شاهد عشق حسین و مولایش
هر آن چه خواست که سر پیچد از کمند حسین
نشد که داشت به دل، جذبۀ تولّایش
گذشت از ره عثمانی و حسینی شد
چنان که از دل و جان سر سپُرد در پایش
کسی که در ره قرآن و یاری از اسلام
هزار بار شهادت بُدی تمنّایش
شهادتش به جبین، داغ سرفرازی زد
چو دید آن همه ایثار و فضل و تقوایش
سعادتِ ابد از فیضِ جانْنثاری یافت
که قطره بود ولی عشق کرد، دریایش
گرفت اوج به افلاک با دعای حسین
که ریخت خون شریفش به کربلای حسین
هنوز نظری ثبت نشده