نصب اپلیکیشن نوا

ز هر چه هست بریدم ولی ز تو نبریدم

[ محمد حسین نیک‌زاد ]
ز هر چه هست بریدم     ولی ز تو نبریدم
بپرس از در و دیوار کوفه من چه کشیدم

چه نامه ها که ندادند ز باغ های پر از بار
ولی به بار نبود و به روی دار رسیدم

چه ابتکار غریبی است دست حرمله نامی
که مثل تیر سه شعبه به عمر خویش ندیدم

به کودکان و زنان می دهند وعده‌ی شومی
ز غارت زر و خلخال‌ها چه‌ها که شنیدم

اگر چه مردِ قِتالم ، به رزم شُهره‌ی دهرم
چه خون دل که نخوردم به روی خار دویدم

بمیرم از غمت آندم که رو به شمر بگویی
ز  تشنگی  جگرم  پاره  گشته آب دهیدم

عقیله ناله ای از جان زند مقابل مقتل
بدون غسل و کفن مانده است جسم شهیدم

به روی دار که مُردم ، سِزَد دوباره بمیرم
در  آن  دمی که  رقیّه  صدا  زند  نزنیدم

شکسته و نگرانم        اگرچه کشتهء صبرم
در این هیاهویِ قربان ، ذبيحِ حضرتِ عيدم

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل