نصب اپلیکیشن نوا

دويده‌ام ز حرم تا که زنده ات نگرم

[ غلامرضا سازگار (میثم) ]
دويده‌ام ز حرم تا که زنده ات نگرم
مبند ديده کمی دست و پا بزن پسرم 

ز مصحف تنت اين آيه‌های ريخته را
چگونه جمع کنم سوی خيمه‌ها ببرم
 
به فصل کودکی و در سنين پيری خود
دو بار داغ پيمبر نشست بر جگرم

ميان دشمن از آن گريه می کنم که مگر
به کام خشک تو آبی رسد ز چشم ترم 

من آن شکسته درختم که با هزار تبر
جدا ز شاخه شد افتاد بر زمين ثمرم 

اگر چه خود ز عطش پای تا سرم مي‌سوخت
زبان خشک تو زد بيشتر به دل شررم 

مگر نه آب بُوَد مهر مادرم زهرا
روا نبود تو لب تشنه جان دهی به برم 

جوان ز دل نرود گر چه از نظر برود
تو نِی برون ز دلم مي‌روی نه از نظرم 

به پيش ديده‌ی من پاره پاره ات کردند
دلی به رحم نيامد نگفت من پدرم 

مصيبتی که به من می رسد محبت اوست
هزارها چو تو تقديم حيی دادگرم

به روز حشر نگريد دو ديده اش "ميثم"
کسی که گريه کند بر ستاره ی سحرم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل