نصب اپلیکیشن نوا

دوری تو دردی‌ست که حاشا شدنی نیست

[ بردیا محمدی ]
دوری تو دردی‌ست که حاشا شدنی نیست
بیمارِ فراق تو مداوا شدنی نیست

با خَلق نگفتم که چه آمد به سر من
هجران تو رازی‌ست که افشا شدنی نیست

ظرف دل من پُر شده از رنجِ نبودَت
در سینه‌ دگر هیچ غمی جا شدنی نیست

از پای درآورده‌ مرا حسرت یوسف
یعقوب زمین‌خورده‌ی تو پا شدنی نیست

یک‌ لحظه نشد گریه‌ی من بند بیاید
کِی رود نشان داده که دریا شدنی نیست؟!

آدینه به آدینه سرِ کوچه نشستم...
آئینه‌ی لبخند تو پیدا شدنی نیست

داغ تو عظیم است ، چُنین خم شدم آقا !
این کاغذ لا خورده دگر تا شدنی نیست

شرمنده‌ترینم که گنه‌کار ترینم
این بنده‌‌ی آلوده مُبَرّا شدنی نیست

هنگامه‌ی رسوایی من بود ، رسیدی
با بودنِ تو مُشت گدا ، وا شدنی نیست

تا که اَجَلم سر نرسیده ، بغلم کن
امروز بیا ، باش ، که فردا ، شدنی نیست!

مقصود من از سجده فقط خاکِ نـجـف بود
در عرش هم این فیض ، مُهَیّا شدنی نیست

هرگز اَحَدی درک نکرده است علی را
اندیشه‌ی این مرد که معنا‌ شدنی نیست

آشفته‌ام ، آرامش من نام حـسـیـن است
پاینده‌ترین ذکر که اِمحا شدنی نیست

بعد از بدن دَرهَم این کُشته‌ی بی‌سر
دفنِ تنی این‌قَدر معما شدنی نیست

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل