نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
دوباره اشک عزا جا به چشم ما کرده است
عزای آنکه مدینه بر او نوا کرده است
عزای آنکه به امّالبنین گرفت لقب
که او معاملهی عشق با خدا کرده است
مدینه فاطمهی دیگری ز کف داده
کسی که خدمت گلهای مرتضی کرده است
سلام باد بر آن زن که بر رخ زینب
ز بعد فاطمه آغوش مهر وا کرده است
یگانه مادر آزادهای که چار شهید
بپروریده و تقدیم کربلا کرده است
بقیع، اشک بیفشان ز داغ این بانو
که در حریم تو یک عمر گریهها کرده است
بقیع حُرمت او را نگاهدار که او
بعهد دوست چو عباس خود وفا کرده است
بیاد چار عزیزش کنار چار مزار
اگر چه با دل خونین عزا بپا کرده است
ولیک گریه او بود نذر داغ حسین
که زندگانی خود را به او فدا کرده است
دَمی که روضه عباس خواند و عاشورا
به قلب دشمن خود نیز رخنهها کرده است
که ای عزیز دلم قطع باد آن دستی
که دستهای رشیدت ز تن جدا کرده است
بچشم مادرت ای کاش مینشست آن تیر
که بسته چشم ترا و به مرگ وا کرده است
ز مشک آب و ز چشم تو خون خاک بریخت
چه تیر بود و کماندار کین جفا کرده است
شب وفات تو مادر مؤیدت بسرود
دوباره اشک عزا جا به چشم ما کرده است هنوز نظری ثبت نشده